کد خبر: 3144

تاریخ انتشار: بهمن ۱۹, ۱۳۹۴

برخورد توپولف ایرتور با سوخو ۲۴ در بهمن ۷۱

۱۹ بهمن ۱۳۷۱ ۸ فوریه ۱۹۹۳ چگونه بیست و سه سال پیش در چنین روزی بر فراز آسمان فرودگاه مهرآباد، فاجعه ای رخ داد و تازه عروس و داماد هایی که برای ماه عسل به مشهد سفر می کردند، از درون توپولف ۱۵۴ به بیرون پرتاب شدند؟ دوشنبه نوزده بهمن سال هزار و سیصد و […]

۱۹ بهمن ۱۳۷۱

۸ فوریه ۱۹۹۳

چگونه بیست و سه سال پیش در چنین روزی بر فراز آسمان فرودگاه مهرآباد، فاجعه ای رخ داد و تازه عروس و داماد هایی که برای ماه عسل به مشهد سفر می کردند، از درون توپولف ۱۵۴ به بیرون پرتاب شدند؟

دوشنبه نوزده بهمن سال هزار و سیصد و هفتاد و یک. ساعت ۱۰ صبح.

فرودگاه مهرآباد تهران:

مسافران پرواز شماره ۹۶۲ شرکت هواپیمایی ایران ایرتور با در دست داشتن کارت پرواز آماده سوار شدن به هواپیمای توپولف ۱۵۴ به مقصد مشهد بودند. در آن سالها رسم بر این بود که عده زیادی از نو عروس ها، برای ماه عسل مشهد مقدس را انتخاب می کردند. این طیاره روسی هم امروز پر از این عروس و دامادها بود.

۱۱۹ مسافر پرواز ۹۶۲ ایرتور به مقصد مشهد با اتوبوس به محل پارک توپولف می آیند تا آرام آرام از پله های هواپیما بالا رفته و با راهنمایی مهماندار ها سر جای خود بنشیند. هواپیمای آن روز فضایی متفاوت داشت. حضور دسته جمعی زنان و مردان جوانی که تازه زندگی مشترک خود را آغاز کرده بودند، توجه همه را به خود جلب کرده بود.

آنها نمیدانستند که تا کمتر از ۱۵ دقیقه دیگر؛ فاجعه ای در انتظار این غول روسی است.

مسافران همگی در جای خود نشستند و هواپیما آماده پرواز است.

خلبان ها که دقایق قبل را به چک اطراف هواپیما و خواندن چک لیست های قبل از پرواز گذرانده بودند، از برج مهرآباد اجازه حرکت به ابتدای باند برای شروع تیک آف را میگیرند.

با موافقت برج هواپیما آرام در ابتدای باند ۲۹ راست مهرآباد در ساعت حدود ۱۰:۱۵ صبح قرار می گیرد.

تاریخ پرواز نشان مى دهد که در دهه فجر به سر می بریم. پنج هواپیمای جنگنده سوخو ۲۴ بر فراز مهرآباد در حال تمرین جهت شرکت در مانور های هوایی ۲۲ بهمن آن سال قرار داشتند.

به صورت تصادفی تلاش برای فرود پنج سوخو ۲۴ و همچنین تیک آف هواپیمای توپولف همزمان می شود. در اینجا هوش و مدیریت کنترل برج مراقبت مهم می گردد.

هواپیمای توپولف با اجازه برج از ابتدای باند ۲۹ راست مهرآباد، شروع به حرکت می کند و لحظه به لحظه بر سرعت آن افزوده می شود. با شنیدن V1 از دهان کمک خلبان، یوک به عقب کشیده شده و هواپیما از زمین کنده می شود.

شور و شوق عجیبی در دل مسافران پرواز وجود دارد. بسیارى از آنها برای زیارت امام رضا(ع) عازم این سفر شده اند. فضایی معنوی بر کابین هواپیما حکم فرماست. زوج های جوان شاید از زندگی آینده خود سخن می گویند و آینده خود را با هم تجسم می کنند.

خلبان روس توپولف با بیش از دوازده هزار ساعت پرواز و تسلط کامل به زبان انگلیسی در حال شنیدن راهنمایی برج برای قرار گرفتن در کوریدور هوایی مورد نظر است. برج به خلبان توپولف می گوید تا ارتفاع ۶۰۰۰ پایی اوج گرفته و سپس گردش کند.

جنگنده ها که از شرق به غرب در پرواز بوده اند بنا به دستورصادره از سوى فرامرز سروى کنترلر آن روز مهرآباد، ‌درارتفاع ۵ هزار پایی، در راستای باند۲۹ و بر فراز برج شروع به گردش به چپ می کنند.

خلبان آخرین سوخو سرهنگ شریفی به همراه کمک خود در حال شنیدن راهنمایی برج برای فرود در مهرآّباد است. چه خواهد شد؟ توپولف ۱۵۴ ایرتور با ۱۳۱ سرنشین در حال افزایش ارتفاع در راستای باند ۲۹ راست است و همزمان پنج جنگنده هم در حال کاهش ارتفاع به باند مهرآباد برای فرود هستند.

۵ فروند سوخو با فاصله یک مایل از یکدیگر به ترتیب گردش می کنند. آخرین فروند از سوخوها در فاصله ۴ مایلی از غرب برج گردش به چپ می کند و از آنجاییکه در حالت گردش بوده، دید کافی ندارد

همان لحظه توپولف در حال عبور از محدوده گردش سوخو ها قرار می گیرد. دید خلبان شریفی محدود است و نمی تواند توپولف را در مسیر گردش خود ببیند.

فاجعه آغاز می شود. بر فراز فرودگاه مهرآباد توپولف ۱۵۴ ایرتور با شماره ثبت EP-ITD به سوخو ۲۴ ارتش برخورد می کنند.

سوخو با برخورد به دم هواپیمای مسافربری با چرخش زیاد حول محور عمودی به حالت سقوط مطلق در می آید. دم هواپیمای توپولف کنده شده و عده ای با صندلیهایشان به آسمان پرتاب می شوند.

کنترل غول فلزی از دست کاپیتان روسی آن خارج می شود و دماغه هواپیما به سراشیبی سقوط می افتد.

حال همه مسافران مرگ را احساس می کنند. همانطور که می دانید در هواپیماهای موتور عقب (tail engine) یا دم سنگین (heavy tail) دم هواپیما بسیار حیاتی بوده و به دلیل اینکه مسیر هیدرولیک های سکان عمودی و افقی و همینطور موتور هواپیما در قسمت دم تعبیه شده است، هرگونه آسیب به دم هواپیما، آن را در شرایط بسیار بسیار خطرناکی قرار می دهد و یکی از دلایل کنار گذاشتن هواپیماهای موتور عقب همین بود که تمام آلات حیاتی هواپیما در یک جا جمع شده بودند.

با کنده شدن دم هواپیما عملا هیدرولیک ها از کار افتاده و همینطور شکل ایرفویل هواپیمای بدون دم نمیتواند نیروی لیفت کافی برای ماندن هواپیما در آسمان را تامین کند. کاپیتان روس هواپیمای توپولف عملاً درون کاکپیت هیچکاره می شود.

مسافران بیگناه نمی توانند امیدی به کاپیتان پروازشان داشته باشند زیرا او ابزار کافی برای قهرمان شدن را ندارد. همه این ۱۳۱ نفر بعد از این برخورد محکوم به مرگ مى شوند.

هواپیمای مسافربری توپولف بعد از کنده شدن دم در شرایط اضطراری سقوط قرار گرفته و با شدت روانه زمین می شود. عده ای از هواپیما با صندلی هایشان به بیرون پرتاب شده و عده دیگر به همراه هواپیما به زمین نزدیک می شوند.

سوخو ۲۴ به همراه سرهنگ خلبان شریفی و کمکش به زمین می رسد و هر دو نفر جان خود را از دست می دهند.

آخرین جمله ای که خلبان روسی توپولف به زبان می آورد این است که:

لعنت به این زندگی….

هر دو هواپیما در محل دپوی ارتش در حوالی تهرانسر سقوط کرده و همه سرنشینان دو هواپیما در دم کشته می شوند. همه آرزوهای زوج های جوان و زندگى مشترکشان تمام مى شود.

۱۳۱ سرنشین هواپیمای توپولف ۱۵۴ به همراه دو سرنشین هواپیمای سوخو ۲۴ از قربانیان این سانحه غم انگیز هوایی بودند.

با محو شدن دو هواپیما از رادار کنترلر برج با نگرانی قضیه را پیگیری کرده و سریعاً خبر سقوط هر دو هواپیما در اطراف فرودگاه، ایران را تکان می دهد.

گروه های نجات سریعاً خود را به محل سقوط هواپیما می رسانند تا شاید کسی را زنده از مخمصه نجات دهند ولی هیچ کس زنده نیست تا او را نجات دهند.

آقای بنی نجاریان رییس وقت سازمان هواپیمایی کشوری میگوید:

“از کارشناسان مختلف صنعت هواپیمایی و استاندارد پرواز و همچنین برای سهولت در دستیابی به هدف ، از شرکت اجاره کننده هواپیما ( ارتور ) و نیروی هوایی ارتش هم کارشناس و نماینده دعوت شده است و حتی کارشناسانی از سایر شرکتهای هوایی داخلی، در کمیته حضور دارند.

تیم مراقبت پرواز حاضر در زمان حادثه برای بدست آوردن شرایط روحی لازم، مدتی در مسئولیت اصلی خود قرار نخواهند گرفت.

پس از بررسی کارشناسان، خلبان هواپیمای سوخو به عنوان مقصر شناخته شده و معرفی می گردد.

کمیته بررسی سانحه ، خلبان سوخو را یگانه مقصر این برخورد اعلام کرده است!!!”

“با استناد به این نکته که پرواز گروهی جنگنده ها از نوع VFR و متکی به دید خلبان بوده ، حفظ جدایی و فاصله لازم از سایر هواپیماها به عهده خود خلبان بوده است و کنترلر بی تقصیر می باشد. خلبان توپولف هم که هیچ خطایی نکرده و دقیقاً در حال اجرای دستور صادره بوده است.”

چیزی که در این سانحه واضح به نظر می رسد این است که خلبان هواپیمای توپولف دقیقا به دستورات عمل کرده و هیچ تقصیری ندارد. درواقع خلبان روسی توپولف حق داشته که با جمله: “لعنت به این زندگی” به همراه یازده خدمه و ۱۱۹ مسافر دیگر به استقبال مرگ برود. پس این گزینه از علت سانحه خط می خورد.

مطلب دیگر در این سانحه و علل آن این است که نقص فنی هم به عنوان یک گزینه محتمل رد می شود و هیچ کدام از خلبان ها در صحبت های خود اشاره ای به نقص فنی در هواپیمای خود نکردند و شواهد نشان می دهد که هر دو هواپیما در لحظه برخورد از سلامت فنی برخوردار بوده اند.

در فرضیات موجود در بررسی علت یا علل این سانحه فقط کنترلر برج مراقبت می ماند و خلبان سوخو. چه عاملی باعث شد این دو هواپیما ده ها خانواده را در سال ۱۳۷۱ عزادار کنند؟

سازمان هواپیمایی کشوری اشتباه خلبان سوخو را به عنوان علت این سانحه عنوان کرد و بعد از گذشت بیست و سه سال، هنوز هم بر سر این موضوع اختلاف هست که کنترلر برج مقصر سانحه بوده و یا خلبان سوخو.

چیزی که هست همیشه یک علت به تنهایی نمیتواند هواپیمایی را سرنگون کند. همیشه زنجیره ای از اشتباهات زمینه سقوط یک هواپیما را فراهم می کند.

از ابتدا که به قضیه نگاه کنیم مورد اول، برخاستن و فرود هواپیماهای غیر نظامی در این فرودگاه است که علیرغم عدم مغایرت با قوانین، امکان بروز سانحه را مى افزاید. در دلیل هواپیمایی کشوری آمده است که خود خلبان سوخو باید به وجود توپولف در اطرافش دقت می کرد و به آن برخورد نمی کرد. به دلیل اینکه چشمی هدایت می شده است.

گیریم که خلبان هواپیمای سوخو خودش باید مراقب می بود. مثل این می ماند که یک فردی را با یک اتومبیل تند رو به درون یک جمعیت پر از عابر پیاده بفرستیم و از او بخواهیم که خودش باید مراقب باشد که کسی را زیر نگیرد. وقتی همچین انتظاری از یک جت جنگنده داریم آیا این منطقی است که در هنگام تیک آف یک جت مسافربری که پر از انسان های بیگناه است، به هواپیماهای جنگنده اجازه رفت و آمد به فرودگاه را دهیم؟

اگر چه این مجوزها به هر دو خلبان با رعایت حداقل جدایى ایمن بوده است، اما زمینه ساز یک تراژدى تلخ شد.

البته ما بیرون از قضیه و در حالت ایده آل داریم به قضیه نگاه می کنیم. بعد از آن به کنترلر برج می رسیم. اگر فرض را بر این بگذاریم که کنترلر برج آن زمان مهرآباد (که با این دو هواپیما صحبت های آخر را انجام میداد)، بر این قضیه واقف بوده که: ” خلبانان سوخو باید حواسشان به هواپیماهای اطرافشان هم باشد و اینکه پنج هواپیما با هم باید در آن ارتفاع گردش کنند و ممکن است دقت مورد نیاز برج را نتوانند تامین کنند؛” به این مطلب می رسیم که چرا برج مراقبت صبر نکرد تا این پنج سوخو فرود آمده و توپولف با خیال آسوده تر به تیک آف ایمن تری دست یابد؟ این ها همه سوالاتی هست که در ذهنمان باقی مانده بود و به نظر زنجیره ای از اشتباهات باعث به وجود آمدن یک سانحه هوایی می شود.

گرچه این موارد هم به تنهایی نمیتواند عامل قضیه باشد ولی در به وجود آمدن سانحه ممکن است بی تاثیر نبوده باشند.

علل سانحه را می توان به صورت تیتر وار اینگونه عنوان کرد.

  1. اجازه به فرود هواپیماهای نظامی در یک فرودگاه غیر نظامی در آن شرایط.

       ۲٫بى احتیاطى کنترلر برج در تایید اجازه پرواز به توپولف در حالی که پرواز فرمیشن از روی باند در حال بنک می بودند.

  1. عدم اعلام به خلبان توپولف مبنی بر پرواز فرمیشن سوخو ها بر فراز مهرآباد.
  2. عدم اعلام به خلبان سوخو مبنی بر تیک اف یک فروند توپولف بصورت هم زمان با گردش به چپ سوخو ها.
  3. لحاظ کردن فقط ۱۰۰۰ پا اختلاف ارتفاع از سوی کنترلر برای جلوگیری از برخورد هواپیماها که این عدد برای جلوگیری از برخورد دو هواپیما لحاظ می شود و نه شش هواپیما.
  4. در واقع با توجه به اولویت پرواز های نیروی هوایی بر هواپیماهای غیر نظامی، باید کنترلر برج صبر می کرد و با تاخیر اجازه پرواز توپولف را صادر می کرد و یا اینکه خلبانان هر دو هواپیما را به وجود هم آگاه می کرد.

اشتباه خلبان سوخو در جفظ ارتفاع جدایى و امن خود طبق درخواست برج که باعث برخورد دو هواپیما به یکدیگر شد.

در هر صورت این متن تنها بهانه اى جهت زنده کردن یاد و خاطره مسافران جان باخته این پروازها هست.

یادشان گرامى باد

میلاد باستانى-تحلیلگر سوانح هوایى

با دوستانتان به اشتراک بگذارید

ارسال دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.