تغییر اساسی در مدیریت بویینگ:
ناکامی بویینگ، شکست دیگر برای دنیای سرمایه داری

نا به سامانی در رهبری بویینگ و ناکامیهای اقتصادی آن شرکت نماینگر نیاز به یک تغییر اساسی در مدل رهبری و راهبردی بویینگ میباشد یکی از طرفداران این ایده، آقای جان ام ماسون مقاله نویس Seeking Alpha میباشد که در نوشتاری بدان پرداخته است.
شاید این مقاله اصولا مربوط به زیر مجموعه تخصصی صنعت نباشد اما لازم است تا به دلایل ایجاد بحران در بویینگ و راهکار خروج از آن پرداخته شود .اقای ماسون با اشاراتی به مقالات و نوشتههای روزنامه فاینانشال تایمز مقاله خود را آغاز میکند.
سر مقاله نویس روزنامه فاینانشال تایمز عقیده دارد که بویینگ بیحرف و سخن، به یک تغییر اساسی در مدیریت نیاز دارد.
شکست رهبری این مجموعه عظیم، ابتدا به مسافرین و سپس به هزاران کارمند و کارگر درگیر با زنجیره ارزش و تامین این شرکت ضرر وزیان وارد نموده است و بی شک و در نهایت به اقتصاد آمریکا زیان وارد ساخته است. بسیاری از منتقدات اقتصادی در سر تا سر جهان به شرایط بویینگ بعنوان نمونهای از شکست اقتصادی مدل سرمایه داری میدانند، مدلی که در آن مدیران برای به حداکثر رساندن سود سرمایه گذاران و بدون در نظر گرفتن تمامی جوانب کار اقدام میکنند. سر دبیران روزنامه فاینانشیال تایمز از این ناکامی برای حمله و انتقاد از آقای دنیس مایلینبرگ در مقام رئیس هیئت مدیره بویینگ استفاده میکنند و بطور کلی او را متهم مینمایند که به جای تعالی و رشد سازمانی، فقط و فقط به افزایش سود سهامداران اندیشیده و عمل نموده است.
البته این منتقدین همه اشکالات را هم به گردن بویینگ و مدیریت آن نمیاندازند و در این میان سازمان فدرال هوانوردی آمریکا را نیز مقصر میدانند که در ابتدا با بیتفاوتی و تساهل با این مشکل برخورد و در ادامه راه مجبور به اتخاذ سخت ترین روشها گردید.
اما آیا واقعا تقصیر به گردن سیستم سرمایه داری است؟
آیا نباید به حرص سهامداران برای سوق دادن مدیریت بویینگ به افزایش غیر منطقی سود آوری ایراد گرفت؟
این حرص همیشه بوده و همواره در حال افزایش میباشد. از نظر نویسنده این مقاله هنوز سیستم سرمایه داری از امتیازات ویژهای برای جلب اعتماد مردم برخوردار است اما این سیستم بدون وجود ناظرین و تنظیم کنندگان قدرتمند دچار از هم گسیختگی خواهند شد.
این قدرتهای ناظر و کنترل کننده باید به حرکات و عملکرد شرکتها و از جمله بویینگ دقت کافی مبذول دارند و مسلما این نیست که فقط یکی از این مراکز کار خودشان را در خصوص نظارت و کنترل انجام نداده باشند، بلکه به نظر میرسد همگی در این راه دچار بیتفاوتی و عدم دقت کامل به عملکرد بویینگ شده اند.
اگر آنها کار خود را به خوبی به انجام رسانیده بودند، آنگاه میتوانستیم از تجزیه و تحلیل همه حرکات و عملکرد بویینگ در سالهای اخیر که نهایتا به این بحران ختم شده است، استفاده و مقصران اصلی را شناسایی کنیم.
فراموش نکنیم این تکلیف فقط به گردن این ارگانها نبوده و جامعه ذینفعان از قبیل مشتریان سهامداران، تامین کنندگان، اعضای هیئت مدیره و.. باید در شفاف سازی روابط و عملکردها ؛نیز مسئولیت داشته و باید ایفای نقش نمایند و البته ذکر این نکته بسیار مهم است که در تهیه نقشه راه فرهنگ سازمانی یک بنگاه اقتصادی مدیران بالای آن نقش بیبدیلی دارند.
خیلی از صاحب نظران با این عقیده که بویینگ نیازمند تغییر ساختار سازمانی خود در دستیابی به یک سازمان بسیار عالی مهندسی میباشد، موافقند و آن را تنها راه حل خروج بویینگ از بحران میدانند.
یک سیستم قوی و متعالی مهندسی برای بویینگ نه تنها باعث افزایش سود سهامداران آن خواهد شد بلکه موجب پایدار شدن آن میگردد. برای روشن نمودن این ایده به برنده جایزه امسال منتخب FT person ofا year the که هر سال توسط فاینانشیال تایمز اعطا میگردد، اشاره میگردد که در سال 2019 به آقای ساتایا نادلا مدیر اجرایی مایکروسافت اهدا گردید. ایشان اعتقاد دارد ذهنیت ثابت گذشته دیگر مناسب پیشرفت سازمانی نیست و در عوض آن لازم است تا یادگیری دائمی و ایدههای جدید در دستور کار قرار گیرد. این جوهره رشد در دوران جدید است زیرا نحوه و گسترش اطلاعات به نحوی است که شرکتها نمیتوانند در گذشته و افتخارات مربوط به آن باقی بمانند و درجا بزنند. متاسفانه بویینگ و بگذارید جنرال الکتریک را هم به آن اضافه کنم، برای حفظ و دفاع از گذشته خود بسیار جنگیدند و به عبارتی در باد آن خوابیدند. با اتکا به گذشته پر افتخار خود از افشای آنچه میکردند خودداری نموده و هیچگاه جامعه را برای شنیدن مشکلات و مسائل خود امین و قابل ندانستند زیرا این دو شرکت فقط یک فرهنگ را مد نظر داشتند وآن افزایش ثروت سهامداران خود بود. اما دنیا تغییر کرد و شرکتهای موفق روز به روز در این ایده که باید بیاموزند ،بیشتر غرق میشوند اما بویینگ و یا جنرال الکتریک در تصوری اوهام گونه برای یاد گیری مقاومت نمودند و اینک در نقطه ای قرار دارند که خطر تجزیه سازمانی بیش از پیش آنها را تهدید میکند زیرا ادمه بحران در هر سازمانی بیشک تجزیه آن خواهد بود.
تا همین الان هم بویینگ و جنرال الکتریک به ثروتمند کردن سهامداران خود افتخار میکنند اما این روند استمرار نخواهد داشت زیرا بویینگ رشد خود را برمبنای تعالی در مهندسی ایجاد نکرده است و بیشتر با مدلهای غیر مرتبط با یک سازنده هواپیما بدنبال افزایش ثروت سهامداران خود بود مانند کاهش هزینههای طراحی و......
فرهنگ این سازمانها از پایداری برخوردار نبوده و در عوض مایکروسافت با اتکا به فرهنگ سازمانی عملکرد پایداری فناوری شناخته میشود و این موجب افزایش پایدار ثروت سهامداران آن گردیده است.
بویینگ نیازمند تعالی مهندسی است و راه دستیابی به این تعالی ایجاد فرهنگی است که یاد گیری را در آن شرکت نهادینه نماید و به نوعی سرمایه گذاری ارزش را پایه گذاری نماید .
مدیران بویینگ نخواستند فرهنگ یادگیری را در سازمان خود جاری و ساری نمایند و موجب آن شدند تا این شرکت، ذینفعان آن و اقتصادهای وابسته به محصولات بویینگ دچار ضرر و زیان گردند و همانطوری که سردبیر فاینانشال تایمز اعتقاد دارد؛ از بحران موجود جان سالم بدر خواهد برد اما مهم این است که آیا بویینگ بار دیگر به محصولات خود اطمینان و ایمان کامل را پیدا خواهد نمود؟
پاسخ مثبت است اما یک شرط دارد و آن ایجاد محیطی شفاف و پاسخگو در شرکت هواپیما سازی بویینگ میباشد تا اعتماد از دست رفته را به جامعه مشتریان و بهره برداران بویینگ باز گرداند و این وظیفه سرمایه گذاران و مالکین این شرکت میباشد.
یادمان نرود که مشکلات بویینگ در 737 مکس خلاصه نمیشود پروندهای که معروف به نصب موتور فردا بر روی بدنه دیروز میباشد و باعث از دست رفتن اعتماد عمومی به این هواپیمای معروف شده است؛ 787 نیز چند مشکل و معضل فنی دارد و در بخش فضایی نیز استار لاینر (اولین فضای پیمای نفر بر بویینگ) با مسائل عدیده روبرو شده است و از برنامه از پیش تعیین شده خود بسیار عقب تر است .صدها میلیون دلار بودجه مصروف شده است اما هنوز نتیجهای حاصل نگردیده و این کپسول گران قیمت فضایی نتوانسته به درستی در مدار مربوطه قرار گیرد.
ارسال نظر