برای فرار از شرایط کنونی
ادغام؛ راهکار نجات شرکتهای هواپیمایی

شرکتهای هواپیمایی شرایط خاصی را پشت سر میگذارند. تحریمها علیه صنعت هوانوردی، تامین هواپیما و قطعات را دشوار کرده، افزایش قیمت ارز هزینهها را افزایش داده و شرایط خاص اقتصادی، سبب شده قدرت خرید مردم و به تبع آن تقاضا برای سفرهای هوایی کاهش پیدا کند. در چنین شرایطی به نظر میرسد کاهش هزینهها و افزایش درآمد برای شرکتهای هواپیمایی یک ضرورت است و ادغام میتواند این مهم را محقق کند.
پیشنیاز انجام عملیات هوایی، در اختیار داشتن هواپیما است و هرچه تعداد ناوگان یک شرکت هواپیمایی بیشتر باشد، عملیات شرکت هواپیمایی کارآمدتر میشود. در واقع تعداد هواپیماهای یک شرکت هواپیمایی، همواره باید بیشتر از تعداد هواپیماهای فعال در برنامه عملیاتی آن شرکت باشد، چراکه وجود هواپیماهای جایگزین برای جایگزینی در برنامه پروازی در صورت بروز نقص فنی یا انجام وارسی بر روی هواپیماهایی که برای پرواز آنها برنامهریزی شده است، ضروری است. وجود هواپیماهای جایگزین از تاخیرها و باطل شدن پروازها جلوگیری و به شرکت هواپیمایی اجازه میدهد برنامه پروازی خود را بر اساس برنامهریزی عملیاتی کند.
از سوی دیگر، صرفه مقیاس حکم میکند که شرکت هواپیمایی ناوگان خود را گسترش دهد. تاسیس یک شرکت هواپیمایی مستلزم صرف یک هزینه ثابت هنگفت است، چراکه در اختیار داشتن تاسیسات اداری، فنی و مهندسی و کارکنان زمینی و پروازی از جمله الزامات تاسیس یک شرکت هواپیمایی است. بنابراین هرچه تعداد ناوگان یک شرکت بیشتر باشد، امکان انجام پروازهای بیشتر و بهرهبرداری از هزینه ثابت برای آن شرکت بیشتر میشود.
تنوع تایپ نیز از جمله مواردی است که شرکتهای هواپیمایی باید از آن پرهیز کنند. هر تایپ هواپیما، نیاز به تاسیسات زمینی و متخصصان زمینی و هوایی خاص خود دارد. بنابراین تنوع تایپ در یک شرکت هزینه ثابت شرکت هواپیمایی را افزایش میدهد. استراتژی مناسب برای یک شرکت هواپیمایی، استفاده از تایپهای محدود و هواپیماهای همخانواده است. هرچه تعداد یک تایپ هواپیما در یک شرکت هواپیمایی بیشتر بشد، بهرهوری آن شرکت بیشتر است و هرچه تعداد تایپها در شرکت بیشتر باشد، با افزایش هزینه ثابت، بهرهوری شرکت کاهش مییابد.
گذشته از این موارد، یک شرکت هواپیمایی اگر به دنبال سودآوری اجتماعی و نه خصوصی باشد، باید بتواند به تقاضای پرواز در کشور پاسخ حداکثری بدهد و این جز با در اختیار داشتن یک ناوگان بزرگ میسر نیست.
اما آیا آنچه در مورد الزامات فعالیت یک شرکت هواپیمایی گفته شد، با واقعیتهای هوانوردی در ایران سازگار است؟ امروز بیش از ۱۵ شرکت هواپیمایی در کشور فعال هستند، و این در حالی است که به گفته دبیر انجمن شرکتهای هواپیمایی، تنها ۱۳۵ هواپیمای عملیاتی در کشور وجود دارد. البته تعداد کل هواپیماهای تجاری موجود در کشور، ۳۱۰ فروند است که بخش عمدهای از این هواپیماها به علت نبود قطعات، زمینگیر هستند. موانع پیش روی تامین قطعه و هواپیما برای شرکتهای هواپیمایی، باعث شده برخی از شرکتها حتی واجد شرایطی که سازمان هواپیمایی کشوری برای تاسیس یک ایرلاین در نظر گرفته، نباشند. یکی از پیش شرطهای تاسیس شرکت هواپیمایی از نظر سازمان هواپیمایی کشوری، در اختیار داشتن حداقل پنج فروند هواپیما از یک تایپ است، و این در حالی است که تعداد ناوگان فعال برخی از شرکتها (که از یک تایپ نیز نیستند) به پنج فروند نمیرسد.
از سوی دیگر تنوع تایپ در اکثر شرکتهای هواپیمایی ایرانی دیده میشود. در واقع ناوگان اکثر شرکتهای هواپیمایی ایران رنگین کمانی از انواع هواپیما است و البته متاسفانه اکثر این شرکتها نه تعداد قابل قبولی از یک تایپ، که تنها یک یا دو فروند از آن تایپ را در اختیار دارند. این در حالی است که تعداد دیگری از همان تایپ، در ناوگان سایر شرکتهای هواپیمایی ایران فعالیت میکند. به عنوان مثال شرکتهای هواپیمایی آسمان و معراج هر کدام یک فروند ایرباس A۳۴۰ در اختیار دارند، و این در حالی است که ۱۲ فروند ایرباس A۳۴۰ در شرکت ماهان فعال است و ایرانایر نیز دو فروند A۳۳۰ (که هم خانواده A۳۴۰ به شمار میرود) در اختیار دارد.
آنچه گفته شد، ضرورت ادغام شرکتهای هواپیمایی در شزایط اقتصادی امروز ایران را آشکار میکند. در شرایطی که ورود هواپیمای جدید به ایران بسیار دشوار است، ادغام شرکتهای موجود در یک یا دو شرکت امکان در اختیار داشتن یک ناوگان بزرگ و به تبع آن بهرهبرداری بیشتر از هزینه ثابت، افزایش بهرهوری و برنامهریزی صحیح برای استفاده از ناوگان را برای آن شرکت فراهم میکند.
از سوی دیگر تایپهای متنوع شرکتهای هواپیمایی، در یک شرکت بزرگ، در کنار یکدیگر قرار میگیرند و این شرکت مالک تعداد قابل قبولی از هر تایپ خواهد شد. نهایتا شرکت مذکور، میتواند با حمایت دولت، افزایش سفرهای هوایی را به جای سودآوری اقتصادی مدنظر قرار دهد و در واقع بر سود غیر اقتصادی هوانوردی تمرکز کند.
شاید این پرسش پیش آید که در صورت ادغام، چه بر سر رقابت میآید؟ در پاسخ باید گفت که اکنون نیز بازار هوانوردی ایران رقابتی نیست. هزینه سنگین تاسیس شرکت هواپیمایی، بوروکراسی اداری، فرآیند زمانبر آموزش نیروی انسانی و دشواری تامین هواپیما باعث شده بازار هوانوردی، تمام ویژگیهای یک بازار انحصار چندجانبه را داشته باشد. از سوی دیگر این بازار نه تنها در ایران، که در جهان بسیاری از ویژگیهای بازار انحصار طبیعی را نیز داراست، و از همین رو بسیاری از شرکتهای هواپیمایی بزرگ جهان با اتخاذ استراتژی اقیانوس آبی، بزرگتر کردن بازار را به سهمخواهی از آن ترجیح دادهاند.
ادغام شرکتهای هواپیمایی، بهرهوری هوانوردی در ایران را افزایش میدهد، برنامهریزی برای پرواز را تسهیل میکند، باعث رفع معضل تنوع تایپ میشود و امکان توسعه پروازها فارغ از سودآوری تجاری فراهم میکند. بنابراین به نظر میرسد این اقدام، میتواند راهکار نجات هوانوردی ایران، به خصوص در شرایط ویژه فعلی باشد.
ارسال نظر